تبلیغات
بـــوی گـــل گــنــدم
بـــوی گـــل گــنــدم
خــلــیــج تا ابــــد فـــــــــــــــارس 
قالب وبلاگ
نویسندگان
لینک دوستان

و تو ای زندانبان

چرا محبوس کردی مرا

مرا که مرده ای بیش نیستم

منو ،قفس چرا

دستهایم را چرا بستی

پاهایم چرا در قفل و زنجیر

من که مرده ای بیش نیستم

با تو هستم ای زندانبان

بگو

اخه پرنده ای که مرده

چه احتیاجی به قفس است

او که دیگر نای نداری

از چه می ترسی

چرا  هنوز دستهایت پر از شلاقهای اهنی

چرا

می خوای بر این مرده شمشیز بزنی

من که مرده ای بیش نیستم

رهایم کن

بذار مرا در خاک دفن کنند

 


[ سه شنبه 7 دی 1389 ] [ 11:17 ب.ظ ] [ محمد معصومی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

فرسوده ام از ماندن
محصور در تمام ترس های کودکی
اگر اراده ای بر این قرار باشد
که مرا ترک کنی
آرزو دارم ...
سایه حضور سنگینت هنوز اینجاست
و مرا تنها نمی گذارد
گویا این زخمها نمی خواهند درمان شوند
این درد بیش از اندازه حقیقی است
چیزهای زیادی است
که زمان نمی تواند آن را التیام ببخشند


محمد معصومی

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

ایران من -علیرضا روزگار و امید عامری


سایت عاشقانه كافه دلها

كد كج شدن تصاویر

ش
شعرناب
ش
شعرناب