تبلیغات
بـــوی گـــل گــنــدم
بـــوی گـــل گــنــدم
خــلــیــج تا ابــــد فـــــــــــــــارس 
قالب وبلاگ
نویسندگان
لینک دوستان

خدایا کفر نمی‌گویم، پریشانم، چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!

مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.

خداوندا! اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی لباس فقر پوشی غرورت را برای ‌تکه

نانی ‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌

و شب آهسته و خسته تهی‌ دست و زبان بسته به سوی ‌خانه باز آیی

زمین و آسمان را کفر می‌گویی نمی‌گویی؟

! خداوندا! اگر در روز گرما خیز تابستان تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی

لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری و قدری آن طرف‌تر عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌

و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد زمین و آسمان را کفر می‌گویی نمی‌گویی؟!

خداوندا! اگر روزی‌ بشر گردی‌ ز حال بندگانت با خبر گردی‌ پشیمان می‌شوی‌ از قصه

خلقت، از این بودن، از این بدعت.

خداوندا تو مسئولی. خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار

است، چه رنجی ‌می‌کشد

آنکس که انسان است و از احساس سرشار است

دكتر شریعتی


[ پنجشنبه 18 خرداد 1391 ] [ 11:16 ب.ظ ] [ محمد معصومی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

فرسوده ام از ماندن
محصور در تمام ترس های کودکی
اگر اراده ای بر این قرار باشد
که مرا ترک کنی
آرزو دارم ...
سایه حضور سنگینت هنوز اینجاست
و مرا تنها نمی گذارد
گویا این زخمها نمی خواهند درمان شوند
این درد بیش از اندازه حقیقی است
چیزهای زیادی است
که زمان نمی تواند آن را التیام ببخشند


محمد معصومی

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

ایران من -علیرضا روزگار و امید عامری


سایت عاشقانه كافه دلها

كد كج شدن تصاویر

ش
شعرناب
ش
شعرناب